
راز خرید شرکت دوربینسازی توسط سازنده چتجیپیتی فاش شد.
چرا مهم است؟
اوپنایآی با خرید ۳۰۰ میلیون دلاری یک استارتاپ دوربین، نشان داد که به زودی هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج شده و دنیای فیزیکی را تسخیر میکند.

۲۶.۲میلیارد دلار
ارزش خرید لینکدینمایکروسافت با پرداخت این مبلغ عظیم، لینکدین را خرید و رید هافمن را وارد هسته مرکزی هیئتمدیره خود کرد.
۵۰میلیون دلار
سرمایه استارتاپ مانوساستارتاپ داروسازی مانوس موفق شد در سال گذشته این مبلغ را برای توسعه هوش مصنوعی در علم شیمی جذب کند.
سال ۲۰۲۳
خروج از اوپنایآیهافمن که از سرمایهگذاران اولیه اوپنایآی بود، در این سال به دلیل تضاد منافع تصمیم گرفت از هیئتمدیره آن شرکت جدا شود.
عبور از چتباتها به سمت پزشکی: این اتفاق نشان میدهد که غولهای فناوری دیگر به ابزارهای ساده تولید متن و تصویر راضی نیستند. سرمایههای عظیم سیلیکونولی اکنون به سمت حل پیچیدهترین مشکلات بشری، مانند کشف داروهای سرطان، سرازیر شده است که میتواند چهره نظام سلامت را برای همیشه تغییر دهد.
ترکیب هوش ماشینی و نبوغ انسانی: همکاری یک غول سرمایهگذاری با یک پزشک برنده جایزه پولیتزر ثابت میکند که آینده پزشکی در گرو پیوند تخصصهای بالینی با قدرت پردازش بینهایت هوش مصنوعی است. ماشینها جای پزشکان را نمیگیرند، بلکه به آنها قدرت ابرانسانی برای نجات جانها میدهند.
الگوی جدید رهبری در فناوری: بازگشت رید هافمن به فاز بنیانگذار پیامی مهم برای کارآفرینان دارد؛ گاهی برای ایجاد یک تغییر بنیادین و خلق ارزش واقعی، باید از حاشیههای امن و صندلیهای راحت هیئتمدیره فاصله گرفت و مستقیما وارد میدان مبارزه و نوآوری شد.
تصور کنید در پنتهاوس یکی از مجللترین برجهای جهان زندگی میکنید؛ جایی که همهچیز آرام، امن و پر از ثروت است. اما ناگهان تصمیم میگیرید کلید این پنتهاوس را روی میز بگذارید، لباس کارگری بپوشید و به یک آزمایشگاه شلوغ و پرخطر برگردید. این دقیقا همان کاری است که رید هافمن (Reid Hoffman)، یکی از اسطورههای زنده سیلیکونولی، انجام داده است. او پس از یک دهه حضور درخشان و پرسود در هیئتمدیره مایکروسافت، صندلی راحت خود را رها کرده تا دوباره وارد فاز پرالتهاب «بنیانگذار» شود.
داستان ورود هافمن به مایکروسافت بسیار شنیدنی است؛ زمانی که این غول فناوری با پرداخت رقم خیرهکننده ۲۶.۲ میلیارد دلار، شبکه اجتماعی لینکدین را خرید و هافمن را به یکی از معماران اصلی آینده خود تبدیل کرد. در این سالها، او در حساسترین تصمیمات مایکروسافت، از جمله سرمایهگذاری تاریخی روی اوپنایآی حضور داشت. هافمن تا سال ۲۰۲۳ در هیئتمدیره اوپنایآی نیز حاضر بود، اما به دلیل تضاد منافع مجبور به ترک آنجا شد. او حتی در معامله ۶۵۰ میلیون دلاری مایکروسافت برای جذب تیم استارتاپ قبلیاش، یعنی اینفلکشن ایآی (Inflection AI)، نقش کلیدی ایفا کرد.
اما چه چیزی باعث شد این کهنهکار دنیای فناوری، دوباره به روزهای بیخوابی استارتاپی برگردد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: سرطان. هافمن اخیرا اعلام کرد که پیشرفتهای خیرهکننده استارتاپ جدیدش به نام مانوس (Manus)، او را وادار کرده تا تمام تمرکزش را روی آن بگذارد. مانوس یک استارتاپ در حوزه کشف دارو است که سال گذشته موفق شد بیش از ۵۰ میلیون دلار سرمایه اولیه جذب کند تا هوش مصنوعی را به عنوان یک سرباز تازهنفس به جنگ بیماریهای لاعلاج بفرستد.
جالب اینجاست که هافمن قرار نیست مدیرعامل این شرکت باشد. او به عنوان همبنیانگذار و رئیس هیئتمدیره فعالیت میکند و هدایت اصلی مانوس بر عهده دکتر سیدارتا موکرجی (Siddhartha Mukherjee) است؛ پزشک، زیستشناس و نویسنده مشهوری که برای کتاب بینظیرش به نام «پادشاه همه بیماریها»، برنده جایزه پولیتزر شده است. ترکیب یک نابغه تکنولوژی با یک دانشمند برجسته پزشکی، نشان از یک اتحاد بینظیر برای تغییر تاریخ دارد.
هافمن معتقد است که ما در آستانه رسیدن به یک نقطه عطف تاریخی هستیم؛ چیزی که او آن را مفهوم حرکت ۳۷ (Move 37) مینامد (کنایهای به حرکت خلاقانه و غیرانسانی هوش مصنوعی در یک مسابقه فکری که جهان را شگفتزده کرد). او باور دارد که ماشینها به زودی میتوانند در علم شیمی، خلاقیتی فراتر از ذهن محدود انسان از خود نشان دهند و ترکیباتی را برای درمان سرطان کشف کنند که ما هرگز به آنها فکر نکرده بودیم. خروج هافمن از مایکروسافت، پیام روشنی برای جهان دارد: دوران استفاده از هوش مصنوعی فقط برای نوشتن ایمیل رو به پایان است؛ ما وارد عصر شفا و معجزه شدهایم.
تضاد منافع در دنیای هوش مصنوعی به قدری پیچیده شده که حتی چهرههای قدرتمندی مثل هافمن نمیتوانند همزمان در چند شرکت بزرگ (مانند مایکروسافت، اوپنایآی و استارتاپهای خودشان) حضور داشته باشند و مجبور به انتخابهای استراتژیک میشوند.
تمرکز روی مفهوم «حرکت ۳۷» نشان میدهد که هدف نهایی این استارتاپها، صرفا سرعت بخشیدن به کارهای انسانی نیست، بلکه آنها به دنبال خلق ترکیبهای شیمیایی عجیبی هستند که مغز انسان اساسا قادر به تصور و درک آنها نبوده است.
سرمایهگذاران، کارآفرینان و شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی و داروسازی.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
اوپنایآی با خرید ۳۰۰ میلیون دلاری یک استارتاپ دوربین، نشان داد که به زودی هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج شده و دنیای فیزیکی را تسخیر میکند.

چرا مهم است؟
در برابر هشدارهای ایلان ماسک و اعتراضات مردمی، غولهای تراشهساز و سیاستمداران متحد شدهاند تا جلوی هرگونه کندی در هوش مصنوعی را بگیرند.

چرا مهم است؟
یک مدل رایگان هوش مصنوعی با سازنده ناشناس، اینترنت را درگیر حدسوگمان کرده؛ هیجانی که مسئله اعتماد را جدیتر میکند.

چرا مهم است؟
هاروارد با آواتارهای هوش مصنوعی میخواهد بازخورد مربی را برای کارآفرینان بیشتر و در دسترستر کند.

چرا مهم است؟
OpenAI تیمی را خریده که ایده و تحقیق را به ارائه قابل ویرایش تبدیل میکند؛ نشانهای از جاهطلبی بزرگتر ChatGPT.

چرا مهم است؟
غولهای هوش مصنوعی میلیاردها دلار برای ساخت باهوشترین مدلها خرج میکنند، اما مشتریان در حال کوچ به سمت مدلهای ارزانتر و معمولی هستند.
بنیانگذار MyZia با درک تغییر رفتار موتورهای جستجو به سمت هوش مصنوعی، ابزاری ساخت که به جای پیشنهاد دادن کلمات کلیدی، محتوا را مستقیماً روی سایت مشتری منتشر میکند.

رقابت سنگین در حوزه مالی و سئو، افسانه راهاندازی ارزان وبسایتهای محتوایی را به چالش میکشد.