
راز خرید شرکت دوربینسازی توسط سازنده چتجیپیتی فاش شد.
چرا مهم است؟
اوپنایآی با خرید ۳۰۰ میلیون دلاری یک استارتاپ دوربین، نشان داد که به زودی هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج شده و دنیای فیزیکی را تسخیر میکند.

نقشهها شخصیتر میشوند: وقتی یک اپلیکیشن بتواند از تاریخچه سفرهای شما یاد بگیرد که بزرگراه را ترجیح میدهید یا معمولاً چه نوع مسیرهایی انتخاب میکنید، مسیریابی از یک سرویس عمومی به تجربهای شخصی تبدیل میشود. این میتواند سفرهای روزانه را راحتتر کند، اما همزمان اهمیت کنترل کاربر بر دادهها و امکان خاموشکردن شخصیسازی را بیشتر میکند.
جستوجو وارد دنیای واقعی میشود: جمنای در ویز فقط پاسخ سؤال نمیدهد؛ تلاش میکند نیاز لحظهای شما را به یک مقصد واقعی تبدیل کند. پیدا کردن کافیشاپ باز، پارکینگ نزدیک یا پمپبنزین ارزانتر نمونهای از مسیری است که در آن هوش مصنوعی از پشت صفحه چت بیرون میآید و مستقیماً بر تصمیمهای روزمره و فیزیکی اثر میگذارد.
رقابت نقشهها عوض شده است: رقابت ویز و سرویسهایی مانند نقشههای اپل دیگر فقط بر سر دقت مسیر یا پوشش خیابانها نیست. میدان تازه رقابت این است که کدام سرویس بهتر میتواند زمینه، عادت و نیاز کاربر را درک کند. برنده احتمالی همان نقشهای خواهد بود که کمتر شبیه نقشه و بیشتر شبیه یک همراه قابل اعتماد رفتار کند.
برای سالها، نقشههای دیجیتال تقریباً یک سؤال ساده را جواب میدادند: «از اینجا چطور به آنجا برسم؟» ویز (Waze) حالا میخواهد سؤال پیچیدهتری را حل کند: «شما ترجیح میدهید چطور به آنجا برسید؟» این اپلیکیشن متعلق به گوگل مجموعهای از قابلیتهای تازه مبتنی بر هوش مصنوعی را معرفی کرده که بخشی از آنها با دستیار جمنای (Gemini) کار میکنند. نتیجه، نقشهای است که فقط وضعیت خیابان را نمیبیند؛ بلکه تلاش میکند عادتهای رانندگی شما را هم بفهمد. این حرکت بخشی از تلاش گستردهتر گوگل برای وارد کردن جمنای به محصولات مختلفش است و در عین حال ویز را برای رقابت جدیتر با نقشههای اپل (Apple Maps) آماده میکند.
مهمترین تغییر، مسیریابی شخصیسازیشده است. ویز حالا تاریخچه سفرهای کاربر را در کنار شناخت خود از الگوی ترافیک شهر قرار میدهد. اگر معمولاً بزرگراه را به خیابانهای محلی ترجیح میدهید، احتمال بیشتری دارد که همان نوع مسیر زودتر به شما پیشنهاد شود. میتوان آن را شبیه دوستی دانست که بعد از چند بار همسفر شدن فهمیده شما از کوچههای شلوغ خوشتان نمیآید و بدون اینکه هر بار توضیح بدهید، مسیر مناسبتری پیشنهاد میکند. البته این انتخاب اجباری نیست؛ کاربران همچنان میتوانند مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند یا شخصیسازی را از تنظیمات کاملاً خاموش کنند. این قابلیت اکنون بهصورت جهانی برای اندروید و iOS در حال عرضه است.
جمنای همچنین وارد مرحله انتخاب مقصد شده است. گاهی دقیقاً نمیدانید کجا میخواهید بروید، اما میدانید چه چیزی لازم دارید؛ مثلاً یک کافیشاپ که همین حالا باز باشد، پارکینگی نزدیک یک مرکز خرید یا پمپبنزینی در اطراف که قیمت پایینتری داشته باشد. حالا میتوان با زدن آیکون جستوجوی صوتی، چنین درخواستهایی را مثل یک مکالمه مطرح کرد و ویز فهرستی از گزینهها ارائه میدهد. تفاوت این تجربه با جستوجوی سنتی در این است که کاربر لازم نیست نام دقیق مقصد را از قبل بداند؛ کافی است نیازش را توضیح دهد. این قابلیت فعلاً در جامعه بتای ویز روی اندروید و iOS در سراسر جهان در حال عرضه است.
ویز برای موتورسواران هم مسیر جداگانهای باز کرده است. حالت جدید Motorcycle Mode با استفاده از هوش مصنوعی، میانبُرها و محدودیتهای جادهای مخصوص وسایل نقلیه دوچرخ را در نظر میگیرد تا مسیر و زمان رسیدن دقیقتری پیشنهاد دهد. علاوه بر این، خطرهایی مانند چالهها، سرعتگیرها، گذرگاههای عابر برجسته، پایان شانه جاده و پلهای باریک را نمایش میدهد؛ چیزهایی که شاید برای یک خودرو فقط کمی آزاردهنده باشند اما برای یک موتورسوار میتوانند اهمیت بسیار بیشتری داشته باشند. این حالت ابتدا در آرژانتین، برزیل، کلمبیا، مالزی، مکزیک، پرو و فیلیپین روی اندروید و iOS عرضه میشود و ویز میگوید کشورهای بیشتری در ادامه اضافه خواهند شد.
هوش مصنوعی فقط قرار نیست به ویز کمک کند که به شما اطلاعات بدهد؛ قرار است شنونده بهتری هم باشد. کاربران پیشتر میتوانستند با زبان طبیعی اتفاقات ترافیکی مانند کندی حرکت را گزارش کنند، اما حالا همین روش برای پیشنهاد اصلاحات نقشه هم قابل استفاده است. کافی است بگویید «این جاده اینجا بسته است» یا اشاره کنید که یک آدرس قدیمی شده؛ ویز اطلاعات را برای ویراستاران محلی نقشه ارسال میکند. این قابلیت گزارش مکالمهای تغییرات نقشه نیز بهصورت جهانی روی اندروید و iOS در حال عرضه است. در عمل، نقشه بیش از گذشته شبیه یک سند زنده میشود که رانندگان در اصلاح آن مشارکت میکنند.
و در میان تمام این هوشمندتر شدنها، ویز یک قابلیت جالب برای کسانی دارد که دقیقاً عکس آن را میخواهند: سکوت بیشتر. حالت «less chatty» تعداد پیامهای صوتی را کاهش میدهد و آنها را کوتاهتر میکند تا وقتی موسیقی یا پادکست گوش میدهید، اپلیکیشن کمتر وسط کارتان بپرد. هشدارهای ضروری مربوط به خطرها و پیچها همچنان باقی میمانند، اما با دفعات کمتر. این قابلیت هم بهصورت جهانی برای اندروید و iOS عرضه میشود. کنار هم قرار دادن این تغییرات یک جهتگیری روشن را نشان میدهد: نسل بعدی مسیریابی فقط درباره پیدا کردن بهترین جاده نیست؛ درباره ساختن تجربهای است که خودش را با راننده، وسیله نقلیه، مقصد و حتی میزان حوصله او برای شنیدن پیامهای صوتی تطبیق دهد.
گوگل با وارد کردن جمنای به ویز فقط یک قابلیت هوش مصنوعی اضافه نمیکند؛ در حال تبدیل جمنای به لایه مشترکی میان سرویسهای مختلف خود است تا کاربران بهجای استفاده از هوش مصنوعی در یک اپ جداگانه، آن را در دل کارهای روزمره تجربه کنند.
شخصیسازی مسیر یک معامله ظریف دارد: هرچه نقشه بیشتر رفتار شما را یاد بگیرد، پیشنهادهایش مفیدتر میشوند؛ اما همین مزیت وابستگی بیشتری به دادههای رفتاری ایجاد میکند. وجود گزینه خاموشکردن شخصیسازی نشان میدهد ویز از حساسیت این مرز آگاه است.
توسعهدهندگان نرمافزار، سرمایهگذاران در حوزه فناوری، و کاربران نقشهها.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
اوپنایآی با خرید ۳۰۰ میلیون دلاری یک استارتاپ دوربین، نشان داد که به زودی هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج شده و دنیای فیزیکی را تسخیر میکند.

چرا مهم است؟
در برابر هشدارهای ایلان ماسک و اعتراضات مردمی، غولهای تراشهساز و سیاستمداران متحد شدهاند تا جلوی هرگونه کندی در هوش مصنوعی را بگیرند.

چرا مهم است؟
یک مدل رایگان هوش مصنوعی با سازنده ناشناس، اینترنت را درگیر حدسوگمان کرده؛ هیجانی که مسئله اعتماد را جدیتر میکند.

چرا مهم است؟
هاروارد با آواتارهای هوش مصنوعی میخواهد بازخورد مربی را برای کارآفرینان بیشتر و در دسترستر کند.

چرا مهم است؟
OpenAI تیمی را خریده که ایده و تحقیق را به ارائه قابل ویرایش تبدیل میکند؛ نشانهای از جاهطلبی بزرگتر ChatGPT.

چرا مهم است؟
غولهای هوش مصنوعی میلیاردها دلار برای ساخت باهوشترین مدلها خرج میکنند، اما مشتریان در حال کوچ به سمت مدلهای ارزانتر و معمولی هستند.
بنیانگذار MyZia با درک تغییر رفتار موتورهای جستجو به سمت هوش مصنوعی، ابزاری ساخت که به جای پیشنهاد دادن کلمات کلیدی، محتوا را مستقیماً روی سایت مشتری منتشر میکند.

رقابت سنگین در حوزه مالی و سئو، افسانه راهاندازی ارزان وبسایتهای محتوایی را به چالش میکشد.