
چگونه کاهش ۴۵ درصدی هزینههای کلاود میتواند آینده استارتاپها را متحول کند؟
چرا مهم است؟
مدل جدید آنتروپیک نهتنها باهوشتر و انسانیتر است، بلکه هزینههای پردازش را تا ۴۵ درصد کاهش میدهد؛ گامی بزرگ برای دسترسی عمومی.

۴۰میلیون دلار
هزینه یک شخصیتمبلغی که برآورد میشود گوگل تنها برای حق استفاده از یک شخصیت دارای کپیرایت دیزنی بپردازد.
۷۵میلیون دلار
سرمایهگذاری دیپمایندمبلغی که بازوی هوش مصنوعی گوگل در تابستان برای سرمایهگذاری در استودیوی محبوب ای۲۴ اختصاص داد.
۲میلیارد دلار
فروش گیشه مرد عنکبوتیفروش فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» که استفاده از هوش مصنوعی در کتاب هنری آن خشم هواداران را برانگیخت.
شستشوی مغزی با نوستالژی: غولهای فناوری میخواهند با استفاده از شخصیتهای محبوبی که با آنها بزرگ شدهایم، ترس ما از هوش مصنوعی را کاهش دهند. وقتی دارث ویدر توسط هوش مصنوعی ساخته شود، این فناوری دیگر شبیه یک تهدید نیست، بلکه تبدیل به یک سرگرمی امن میشود.
تهدید خاموش برای هنرمندان: اگر استودیوهای فیلمسازی برای سرعت بخشیدن به کار و کاهش هزینهها به هوش مصنوعی پناه ببرند، هزاران نویسنده و طراح شغل خود را از دست میدهند. پولهای نجومی گوگل شاید مدیران را خوشحال کند، اما به قیمت نابودی نیروی خلاق انسانی است.
دوراهی اعتماد برای سینما: تماشاگران نشان دادهاند که نسبت به حضور هوش مصنوعی در هنر حساس هستند. اگر هالیوود روح انسانی آثارش را به الگوریتمها بفروشد، ممکن است برای همیشه وفاداری مخاطبانش را که باارزشترین دارایی اوست، از دست بدهد.
دانشمند نابغه اما منفوری را تصور کنید که هرچه دستاورد علمی خلق میکند، مردم همچنان از او میترسند. او برای حل این مشکل چه کار میکند؟ به سراغ محبوبترین ستاره شهر میرود و به او پول میدهد تا در کنارش لبخند بزند. این دقیقاً همان اتفاقی است که اکنون بین گوگل و هالیوود در حال رخ دادن است. گوگل متوجه شده که هوش مصنوعی مشکل روابط عمومی دارد؛ مردم نگران از دست دادن شغلهایشان هستند و نگاهی بدبینانه به این فناوری پیدا کردهاند. بنابراین، گوگل با کیسههای پر از پول در حال کوبیدن به در استودیوهای بزرگی مانند دیزنی (Disney) و برادران وارنر دیسکاوری (Warner Bros. Discovery) است تا کمی از جادوی سینمایی آنها را قرض بگیرد.
استراتژی گوگل ساده اما بسیار گرانقیمت است: پرداخت پول به استودیوها برای دریافت مجوز آموزش مدلهای هوش مصنوعی، مانند جمنای (Gemini)، بر روی آرشیو عظیم فیلمها و شخصیتهای آنها. طبق گزارشها، گوگل حاضر است تا ۴۰ میلیون دلار تنها برای حق تولید محتوا از یک شخصیت دیزنی یا پیکسار بپردازد. اگر آنها بخواهند یک دنیای کامل از شخصیتها را در اختیار داشته باشند، این رقم به راحتی به میلیاردها دلار میرسد و استودیوها حتی میتوانند سهمی از درآمدهای تبلیغاتی تولید شده در یوتیوب را نیز طلب کنند.
اما چرا گوگل چنین هزینهای میکند؟ پاسخ در ذهنیت من و شماست. وقتی یک تصویر بینقص و دارای مجوز رسمی از دارث ویدر یا سفیدبرفی توسط جمنای خلق میشود، هوش مصنوعی دیگر یک هیولای ترسناک به نظر نمیرسد؛ بلکه شبیه به یک ابزار سرگرمکننده و جذاب میشود. این یک بازی برندسازی است. پس از سالها شعار درباره اینکه هوش مصنوعی چگونه جهان را متحول میکند، حالا گوگل میخواهد با استفاده از لوگوی دیزنی روی خروجیهای خود، به مردم عادی اطمینان خاطر بدهد. آنها پیش از این نیز قدمهایی برداشتهاند؛ تابستان امسال دیپمایند (DeepMind)، بازوی هوش مصنوعی گوگل، یک قرارداد سرمایهگذاری ۷۵ میلیون دلار با استودیوی مستقل ای۲۴ (A24) امضا کرد.
با این حال، اگر این معامله برای گوگل سراسر برد است، برای هالیوود شبیه به قدم زدن در میدان مین است. بله، پول نقد همیشه وسوسهکننده است و سهامداران عاشق کاهش هزینههای تولید با کمک هوش مصنوعی هستند. اما مخاطبان سینما و هنرمندان به شدت بدبیناند. به عنوان مثال، زمانی که طرفداران متوجه شدند در کتاب هنری رسمی فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» از تصاویر تولید شده با هوش مصنوعی استفاده شده است، به شدت عصبانی شدند. اگرچه این خشم مانع از فروش ۲ میلیارد دلار فیلم در گیشه نشد، اما یک زنگ خطر بزرگ برای استودیوها به صدا درآورد.
اگر یک استودیوی اصیل و قدیمی تمامقد با هوش مصنوعی گوگل همپیمان شود، ممکن است همان هنرمندانی که فیلمهایش را میسازند و تماشاگرانی که برای دیدنشان بلیت میخرند را برای همیشه از خود براند. گوگل محصولات خود را به عنوان راهحل نهایی برای مشکلات مالی صنعت سرگرمی معرفی میکند، اما واقعیت این است که در حال حاضر، این هوش مصنوعی است که به اعتبار گرم و انسانی هالیوود بیشتر نیاز دارد، تا هالیوود به محتوای مصنوعی و بیروح ماشینها.
گوگل با پیشنهاد این مبالغ هنگفت، در واقع در حال خریدن لابی قدرتمند هالیوود است تا در صورت وضع قوانین سختگیرانه علیه کپیرایت هوش مصنوعی، استودیوهای فیلمسازی را در جبهه خود داشته باشد.
شکست همکاری دیزنی و اوپنایآی در گذشته نشان میدهد که استودیوها به شدت از واکنش منفی افکار عمومی میترسند و تعلل در امضای قراردادها به خاطر پول نیست، بلکه به دلیل ترس از بحران روابط عمومی است.
استودیوهای فیلم، شرکتهای فناوری و سرمایهگذاران.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
مدل جدید آنتروپیک نهتنها باهوشتر و انسانیتر است، بلکه هزینههای پردازش را تا ۴۵ درصد کاهش میدهد؛ گامی بزرگ برای دسترسی عمومی.

چرا مهم است؟
گوگل در حال بزرگتر کردن پاسخهای هوش مصنوعی خود است؛ تغییری که لینکهای همیشگی را به پایین صفحه میراند و وبگردی را دگرگون میکند.

چرا مهم است؟
ردیت میخواهد گفتگوهای متنی را به محتوای قابل تماشا و شنیدن تبدیل کند؛ تغییری که میتواند ماهیت این پلتفرم را عوض کند.

چرا مهم است؟
اوپنایآی با خرید ۳۰۰ میلیون دلاری یک استارتاپ دوربین، نشان داد که به زودی هوش مصنوعی از صفحه نمایش خارج شده و دنیای فیزیکی را تسخیر میکند.

چرا مهم است؟
در برابر هشدارهای ایلان ماسک و اعتراضات مردمی، غولهای تراشهساز و سیاستمداران متحد شدهاند تا جلوی هرگونه کندی در هوش مصنوعی را بگیرند.

چرا مهم است؟
غولهای هوش مصنوعی میلیاردها دلار برای ساخت باهوشترین مدلها خرج میکنند، اما مشتریان در حال کوچ به سمت مدلهای ارزانتر و معمولی هستند.
بنیانگذار MyZia با درک تغییر رفتار موتورهای جستجو به سمت هوش مصنوعی، ابزاری ساخت که به جای پیشنهاد دادن کلمات کلیدی، محتوا را مستقیماً روی سایت مشتری منتشر میکند.

رقابت سنگین در حوزه مالی و سئو، افسانه راهاندازی ارزان وبسایتهای محتوایی را به چالش میکشد.