پایان عصر اینفلوئنسر تبلیغاتی۱۳ مرداد ۱۴۰۵

مخاطبان خسته‌اند و برندها اکنون دنبال اعتماد واقعی می‌گردند

اقتصاد دیجیتالاستارتاپ ۳۶۰انتخاب سردبیر
میزان اهمیت:
۷/ ۱۰
پایان عصر اینفلوئنسر تبلیغاتی

اصل ماجرا

  • اقتصاد تولیدکنندگان محتوا به بازاری حدود ۲۵۰ میلیارد دلاری رسیده، اما بخش بزرگی از درآمد آن در اختیار گروه کوچکی از اینفلوئنسرهاست.
  • مخاطبان از ویدیوهایی که از همان ابتدا شبیه تبلیغ‌اند عبور می‌کنند و بیشتر به تجربه واقعی، تخصص، طنز و نقد صادقانه اعتماد دارند.
  • برندها دیگر فقط تعداد دنبال‌کنندگان را نمی‌سنجند؛ تعامل واقعی، وفاداری جامعه، فروش و مشارکت خلاقانه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
  • آینده این بازار احتمالاً به جامعه‌سازی، اشتراک پولی و قراردادهای بلندمدت وابسته است؛ به‌ویژه وقتی هوش مصنوعی تولید محتوای معمولی را آسان‌تر می‌کند.

اعداد کلیدی

۲۵۰میلیارد دلار

ارزش فعلی بازار

ارزش جهانی اقتصاد تولیدکنندگان محتوا اکنون در این محدوده برآورد می‌شود؛ بازاری بزرگ که درآمد آن به‌طور مساوی میان سازندگان توزیع نشده است.

۴۸۰میلیارد دلار

پیش‌بینی بازار

گلدمن ساکس پیش‌بینی کرده ارزش این اقتصاد تا سال ۲۰۲۷ تقریباً به این رقم برسد.

۴۴میلیارد دلار

تبلیغات آمریکا

هزینه تبلیغات مبتنی بر تولیدکنندگان محتوا در آمریکا طی سال ۲۰۲۶ قرار است به حدود این رقم برسد.

۴۴هزار دلار

متوسط درآمد سالانه

گزارش کریتور آی‌کیو متوسط درآمد سالانه تولیدکنندگان محتوا در سال ۲۰۲۵ را در این سطح اعلام کرده که از متوسط درآمد آمریکا کمتر است.

چرا مهم است؟

واقعیت درآمدی: تصویر عمومی اینفلوئنسرها معمولاً بر چند چهره بسیار موفق متمرکز است، اما اعداد نشان می‌دهند بیشتر سازندگان به درآمد چشمگیر نمی‌رسند. تمرکز ۶۲ درصد درآمد در اختیار ۱۰ درصد بالای بازار یعنی ورود به این حرفه بیشتر شبیه ساخت یک کسب‌وکار پرریسک است تا انتخاب یک مسیر شغلی مطمئن و سریع.

تغییر تبلیغات: کاربران آموخته‌اند محتوایی را که بیش از حد تجاری است سریع تشخیص دهند و کنار بگذارند. این تغییر برندها را مجبور می‌کند به‌جای اجاره موقت توجه مخاطب، روی اعتماد، تخصص و ارتباط بلندمدت سرمایه‌گذاری کنند. نتیجه می‌تواند تبلیغاتی کمتر مزاحم و همکاری‌هایی واقعی‌تر باشد، اما فشار خلاقانه بیشتری نیز بر سازندگان وارد می‌کند.

ارزش انسان در عصر هوش مصنوعی: وقتی ابزارهای هوش مصنوعی بتوانند بی‌وقفه متن، تصویر و ویدیو تولید کنند، فراوانی محتوا دیگر مزیت محسوب نمی‌شود. چیزی که کمیاب می‌ماند تجربه زیسته، قضاوت شخصی و رابطه‌ای است که طی زمان با مخاطب ساخته می‌شود. در چنین بازاری، اعتماد ممکن است از تعداد بازدید ارزشمندتر شود.

شرح کامل ماجرا

اقتصاد تولیدکنندگان محتوا از دور شبیه یکی از جذاب‌ترین شغل‌های عصر اینترنت است: دوربین را روشن می‌کنید، درباره زندگی یا علاقه‌تان حرف می‌زنید و برندها برای همکاری سراغتان می‌آیند. اما پشت این تصویر براق، بازاری شکل گرفته که هم مخاطبانش از تبلیغات تکراری خسته شده‌اند و هم بسیاری از سازندگانش احساس می‌کنند روی تردمیلی ایستاده‌اند که هر روز سریع‌تر می‌شود. ارزش جهانی این بازار اکنون حدود ۲۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود و گلدمن ساکس پیش‌بینی کرده تا سال ۲۰۲۷ به ۴۸۰ میلیارد دلار برسد. هزینه تبلیغات مبتنی بر تولیدکنندگان محتوا در آمریکا نیز طی سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۴ میلیارد دلار خواهد رسید.

این رشد بزرگ اما به معنای ثروتمندشدن همه اینفلوئنسرها نیست. طبق گزارش کریتور آی‌کیو (CreatorIQ)، متوسط درآمد سالانه تولیدکنندگان محتوا در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴ هزار دلار بوده؛ رقمی پایین‌تر از متوسط درآمد سالانه در آمریکا. فقط ۱۱ درصد اینفلوئنسرها درآمدی شش‌رقمی دارند و ۱۰ درصد بالای بازار، ۶۲ درصد کل درآمدها را به خود اختصاص داده‌اند. به بیان ساده، اقتصاد سازندگان محتوا شبیه یک سالن کنسرت بزرگ است که صدای موفقیت چند ستاره از بلندگوها پخش می‌شود، اما هزاران نفر پشت صحنه هنوز برای پرداخت هزینه‌های معمول زندگی تلاش می‌کنند.

به همین دلیل، فعالیت تمام‌وقت در این حوزه فقط برای گروه کوچکی ممکن شده است. بسیاری از سازندگان هم‌زمان تبلیغ می‌گیرند، محصول می‌فروشند، اشتراک پولی راه می‌اندازند، پادکست تولید می‌کنند و با برندها پروژه‌های جداگانه می‌بندند. کریس هرینگتون (Chris Harrington)، مدیرعامل کریتور آی‌کیو، می‌گوید تکیه صرف بر قراردادهای تبلیغاتی دیگر کافی نیست. در همان حال، برندها از اینفلوئنسر انتظار دارند فقط جلوی دوربین ظاهر نشود؛ بلکه نقش مشاور فرهنگی، استراتژیست بازاریابی و مدیر خلاقیت را هم بازی کند. وقتی محل کار همان تلفن همراه و ماده اولیه محتوا همان زندگی شخصی باشد، خاموش‌کردن کار تقریباً به اندازه خاموش‌کردن اینترنت دشوار می‌شود.

در سوی دیگر این بازار، مخاطبانی قرار دارند که دیگر به هر توصیه تبلیغاتی واکنش نشان نمی‌دهند. داده‌های مینتل (Mintel) نشان می‌دهد کاربران بیشتر به سازندگانی اعتماد می‌کنند که دائماً چیزی نمی‌فروشند، در حوزه خود تخصص دارند و بخشی از علایق یا سبک زندگی مخاطب را واقعاً می‌شناسند. داستان‌های شخصی، تجربه‌های واقعی، طنز و نقدهای صادقانه محصولات بیشتر دیده می‌شوند، اما ویدیویی که از ثانیه نخست به معرفی محصول می‌پردازد اغلب مانند آگهی‌ای است که کاربر دکمه ردکردنش را از قبل پیدا کرده است. ادوارد ایست (Edward East)، مدیرعامل آژانس بیلیون دلار بوی (Billion Dollar Boy)، می‌گوید وقتی هر ویدیو شبیه تبلیغ تلویزیونی باشد، مردم به‌سرعت از آن عبور می‌کنند.

برندها نیز به‌تدریج از شمارش ساده دنبال‌کنندگان فاصله گرفته‌اند. اکنون کیفیت تعامل، وفاداری جامعه مخاطبان، نرخ تبدیل به فروش و توانایی واقعی سازنده در تغییر رفتار کاربران اهمیت بیشتری دارد. از اینفلوئنسرها خواسته می‌شود در طراحی کمپین، ارائه ایده، حضور در رویداد و حتی تدوین استراتژی بازاریابی مشارکت کنند. نتیجه این است که تولید یک پست تبلیغاتی گاهی به پروژه‌ای کامل با فیلمبردار، عکاس، گریمور، استایلیست و تدوینگر تبدیل می‌شود؛ یعنی همان محتوایی که باید طبیعی و بی‌تکلف دیده شود، پشت صحنه‌ای شبیه یک تولید حرفه‌ای و پرهزینه دارد.

مسیر آینده احتمالاً کمتر از تبلیغ انبوه و بیشتر از جامعه‌سازی می‌گذرد. پلتفرم‌هایی مانند پاترئون (Patreon) و ساب‌استک (Substack)، اشتراک‌های پولی، رویدادهای حضوری، باشگاه‌های محلی و محصولات اختصاصی می‌توانند درآمدی پایدارتر از کمپین‌های مقطعی ایجاد کنند. برندها نیز به قراردادهای بلندمدت سفیر برند علاقه‌مند شده‌اند، چون همکاری مداوم طبیعی‌تر و قابل‌اعتمادتر از تبلیغ ناگهانی است. در همین زمان، گسترش محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی یک تناقض جالب می‌سازد: هرچه ساخت محتوای معمولی آسان‌تر شود، تجربه واقعی، صداقت و ارتباط انسانی کمیاب‌تر و گران‌بهاتر خواهند شد.

مطالعه در منبع اصلی

آنچه کمتر دیده می‌شود (زوایای پنهان)

۱

برندها با درخواست مشاوره، ایده‌پردازی، تولید حرفه‌ای و حضور در رویدادها، در عمل وظایف چند شغل را از یک اینفلوئنسر می‌خواهند؛ اما قرارداد و دستمزد همیشه متناسب با این گسترش مسئولیت رشد نمی‌کند.

۲

رشد مدل‌های اشتراکی فقط راهی برای درآمد بیشتر نیست؛ این مدل قدرت را تا حدی از الگوریتم‌ها و بودجه تبلیغاتی برندها به جامعه مخاطبان منتقل می‌کند و می‌تواند تولیدکننده را از تعقیب دائمی بازدید نجات دهد.

میزان اهمیت

اهمیت کلی
۱۰از۷
فرصت۸/۱۰
ارتباط با ایران۶/۱۰
زمان‌بندی۷/۱۰
ریسک رقبا۵/۱۰

چه کسانی باید توجه کنند؟

اینفلوئنسرها، برندها و سرمایه‌گذاران در حوزه تولید محتوا باید به این تغییرات توجه کنند.

✨ تبدیل تحلیل با AI

بازنویسی آماده برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی

Lensora AI
اقتصاد تولیدکنندگان محتوا بزرگ‌تر می‌شود، اما زندگی بسیاری از اینفلوئنسرها آسان‌تر نشده است.

ارزش این بازار اکنون حدود ۲۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود و ممکن است تا سال ۲۰۲۷ به ۴۸۰ میلیارد دلار برسد. بااین‌حال، متوسط درآمد سالانه سازندگان در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴ هزار دلار بوده و ۱۰ درصد بالای بازار، ۶۲ درصد کل درآمدها را دریافت کرده‌اند.

اما چرا این موضوع مهم است؟ مخاطبان از تبلیغات تکراری خسته شده‌اند و برندها نیز دیگر فقط دنبال تعداد بالای فالوئر نیستند. تعامل واقعی، اعتماد جامعه، فروش و توانایی تولیدکننده در ارائه ایده‌های خلاقانه به معیارهای اصلی همکاری تبدیل شده‌اند.

زاویه پنهان: هوش مصنوعی تولید محتوای معمولی را ارزان‌تر و سریع‌تر می‌کند، اما همین اتفاق ممکن است ارزش تجربه واقعی، صداقت و ارتباط انسانی را بیشتر کند. آینده این بازار احتمالاً متعلق به کسانی نیست که بیشتر منتشر می‌کنند؛ بلکه به کسانی تعلق دارد که جامعه‌ای واقعی می‌سازند.

آیا دوران اینفلوئنسرهای تبلیغاتی در حال پایان است و جای خود را به سازندگان جامعه‌محور می‌دهد؟

🔗 جزئیات بیشتر در لنزورا:
/news/مخاطبان-خستهاند-و-برندها-اکنون-دنبال-اعتماد-واقعی-میگردند
📱 پایان عصر اینفلوئنسر تبلیغاتی؟

💰 بازاری بزرگ اما نابرابر: اقتصاد تولیدکنندگان محتوا حدود ۲۵۰ میلیارد دلار ارزش دارد، اما فقط ۱۰ درصد بالای بازار، ۶۲ درصد کل درآمدها را دریافت می‌کنند.

😮‍💨 فشار تازه بر سازندگان: برندها از اینفلوئنسرها فقط پست نمی‌خواهند؛ انتظار مشاوره، ایده‌پردازی، تولید حرفه‌ای و مشارکت در استراتژی بازاریابی نیز دارند.

👥 چرا مهم است؟ مخاطبان از تبلیغات تکراری خسته شده‌اند و اکنون بیشتر به تخصص، تجربه واقعی، نقد صادقانه و ارتباط انسانی اعتماد می‌کنند.

🤖 زاویه پنهان: هرچه هوش مصنوعی تولید محتوای معمولی را آسان‌تر کند، انسان‌بودن، صداقت و ساختن یک جامعه وفادار به مزیت رقابتی مهم‌تری تبدیل می‌شود.

🔗 جزئیات بیشتر در لنزورا:
/news/مخاطبان-خستهاند-و-برندها-اکنون-دنبال-اعتماد-واقعی-میگردند
ادامه مطالعهپیشنهاد مطالعه
عربستان صاحب غول بازی شد
۲۱۰دلارپرداخت هر سهم
عربستان صاحب غول بازی شدسردبیر

خرید EA توسط عربستان، می‌تواند مسیر مجموعه‌های محبوب آن را تغییر دهد

چرا مهم است؟

خرید الکترونیک آرتز توسط صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان، سیلور لیک و افینیتی پارتنرز پس از تأیید سهامداران نهایی شد.

۱۵ مرداد ۱۴۰۵
میزان اهمیت
۷ از ۱۰
تله انتخاب بی‌نقص
۸۰درصدمراجعه به نقدها
تله انتخاب بی‌نقصسردبیر

چرا امتیازهای آنلاین تصمیم‌های ساده را به کاری فرسایشی تبدیل کرده‌اند

چرا مهم است؟

نقدهای آنلاین قرار بود میان‌بری برای انتخاب بهتر باشند، اما انبوه نظرها بسیاری از کاربران را وارد چرخه‌ای از مقایسه، تردید و نارضایتی کرده است.

۱۲ مرداد ۱۴۰۵
میزان اهمیت
۷ از ۱۰
نشت خاموش استعدادهای زن
۶۰درصدفرسودگی زنان ارشد
نشت خاموش استعدادهای زنFast Company

انعطاف ظاهری بدون فرصت برابر، مدیران زن را حفظ نمی‌کند

چرا مهم است؟

زنان مدیر فقط با حجم کار نمی‌جنگند؛ سیاست‌های انعطاف‌ناپذیر و سوگیری‌های پنهان، استعدادهای باتجربه را از شرکت‌ها بیرون می‌رانند.

۵ مرداد ۱۴۰۵
میزان اهمیت
۶ از ۱۰
الگوریتم پشت قاب نقاشی
۱.۵میلیونبازدیدهای بررسی‌شده
الگوریتم پشت قاب نقاشیArs Technica

راهنماهای دیجیتال آرام‌آرام جای چیدمان ثابت موزه را می‌گیرند

چرا مهم است؟

موزه‌ها با تحلیل حرکت بازدیدکنندگان، تجربه‌ای شخصی‌تر می‌سازند؛ اما همان پیشنهادها می‌توانند تعیین کنند چه هنری دیده یا فراموش شود.

۳ مرداد ۱۴۰۵
میزان اهمیت
۷ از ۱۰