
عینک متا غریبهها را بیخبر به محتوای اینترنتی تبدیل میکند
چرا مهم است؟
وقتی دوربین روی صورت پنهان میشود، هر رهگذر ممکن است بدون اطلاع به سوژهای درآمدزا برای شبکههای اجتماعی تبدیل شود.

۲۵سال
سن بیتتورنتاز معرفی اولیه بیتتورنت در سال ۲۰۰۱ تا امروز، این فناوری یکربع قرن روی فرهنگ دانلود اثر گذاشته است.
یکسوم
ترافیک اینترنتدر سال ۲۰۰۴ برخی برآوردها میگفتند بیتتورنت حدود یکسوم کل ترافیک اینترنت را میبلعید؛ یعنی پدیدهای بسیار فراتر از یک اپلیکیشن معمولی.
۵۴میلیون
کاربر ماهانهشرکت بیتتورنت ادعا میکند کلاینتهایش هنوز دهها میلیون کاربر ماهانه دارند.
۱۱۴میلیون دلار
درآمد تبلیغاتییک مطالعه در سال ۲۰۱۴ تخمین زد سایتهای تورنت از تبلیغات درآمدی در این مقیاس ساختهاند.
اینترنت همیشه قابل کنترل نیست: بیتتورنت نشان داد وقتی یک فناوری واقعاً غیرمتمرکز طراحی شود، بستن آن با شکایت، توقیف سرور یا فشار به یک شرکت ساده نیست. این درس امروز برای رمزارزها، شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و حتی هوش مصنوعی متنباز هم تکرار میشود.
راحتی، اخلاق را تغییر میدهد: بسیاری از کاربران لزوماً با نیت «دزدی» شروع نکردند؛ فقط راهی سریعتر و سادهتر برای دسترسی به محتوا دیدند. وقتی گزینه قانونی گران، محدود یا آزاردهنده باشد، رفتار عمومی خیلی زود از قانون جلو میزند.
استریمینگ هم مصون نیست: نتفلیکس و دیزنی پلاس زمانی نسخه قانونی و راحتترِ تورنت به نظر میرسیدند. اما با افزایش قیمتها، پراکندگی محتوا و محدودیتهای منطقهای، همان دلایلی که مردم را از تورنت دور کرده بود، ممکن است دوباره آنها را برگرداند.
بیستوپنج سال پیش، برَم کوهن (Bram Cohen)، برنامهنویسی که آن زمان چندان شناختهشده نبود، پیامی کوتاه در یک فهرست ایمیلی طرفداران ارتباط همتابههمتا (Peer-to-Peer) فرستاد: اپلیکیشن تازهاش، بیتتورنت (BitTorrent)، آماده کار است. کسی پرسید: «بیتتورنت چیست؟» کوهن جواب نداد. شاید چون جواب واقعی را نه او، بلکه چند سال بعد خود اینترنت داد: بیتتورنت تبدیل شد به یکی از جنجالیترین ابزارهای تاریخ وب.
ایدهاش در ظاهر ساده بود. بهجای اینکه یک فایل بزرگ از یک سرور یا یک کاربر دانلود شود، فایل به تکههای کوچک تقسیم میشد و کاربران همزمان تکهها را از هم میگرفتند و به هم میدادند. مثل این بود که بهجای ایستادن همه مردم در صف یک نانوایی، هر نفر تکهای از نان را از دیگری بگیرد و خودش هم بخشی را پخش کند. همین «توزیع ازدحامی» باعث شد فایلهای بزرگ، از کنسرتهای طرفداران گروههای موسیقی گرفته تا انیمه و بعدتر فیلم و سریال، با سرعت و پایداری عجیبی پخش شوند.
نکته حقوقی ماجرا این بود که بیتتورنت از ابتدا موتور جستوجوی داخلی نداشت. خود نرمافزار نمیگفت چه چیزی دانلود کنید؛ سایتهای بیرونی فایلهای تورنت را معرفی میکردند و سرورهای ردیاب یا ترکر (Tracker) کاربران را به هم وصل میکردند. این معماری باعث شد کوهن و شرکت بعدیاش از شکایت مستقیم هالیوود و صنعت موسیقی جان سالم به در ببرند؛ برخلاف نپستر (Napster)، کازا (Kazaa)، لایموایر (LimeWire) و چندین سرویس دیگر که زیر فشار دادگاهها از پا افتادند.
اما همین طراحی غیرمتمرکز، بیتتورنت را به کابوس صاحبان کپیرایت تبدیل کرد. سایتهایی مثل سوپرنوا (Suprnova) و مخصوصاً پایرت بی (The Pirate Bay) مسیر یافتن فیلمها و سریالها را آسان کردند. در سال ۲۰۰۴، برخی برآوردها میگفتند بیتتورنت حدود یکسوم کل ترافیک اینترنت و نیمی از ترافیک همتابههمتا را تشکیل میدهد. برای هالیوود، این دیگر یک مزاحمت کوچک نبود؛ یک سیل بود.
در پشت صحنه، آدمهایی مثل دیرک انگلینگ (Dirk Engling) هم نقش مهمی داشتند. او نرمافزار اوپنترکر (Opentracker) را ساخت تا سرورهای ردیاب بتوانند فشار عظیم کاربران را تحمل کنند. این کد رایگان منتشر شد و به ستون فقرات بسیاری از سایتهای تورنت تبدیل شد. اما آرمان اولیه، یعنی دموکراتیزهکردن توزیع فایل، آرامآرام رنگ باخت. سایتهای تورنت به سمت تبلیغات، ویپیان، کازینو، بدافزار و حتی ترفندهایی مثل کاشت کوکی برای گرفتن کمیسیون فروش رفتند. یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ درآمد تبلیغاتی این سایتها را حدود ۱۱۴ میلیون دلار برآورد کرد.
خود شرکت بیتتورنت اما برنده اقتصادی این انقلاب نبود. شرکت در سال ۲۰۰۵ حدود ۸.۷۵ میلیون دلار و در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرد، بعد با هالیوود وارد همکاری شد و فروشگاه دانلود فیلم راه انداخت؛ اما فروش نسخه قفلشده و پولی فیلم به کاربرانی که همان محتوا را رایگان پیدا میکردند، تقریباً مثل فروش آب بطریشده کنار چشمه بود. پروژه شکست خورد، بخشی از کارکنان اخراج شدند و مدلهای بعدی هم از شبکه توزیع محتوا تا چت غیرمتمرکز و پخش زنده، نتوانستند شرکت را نجات دهند.
امروز بیتتورنت دیگر آن هیولای ترافیکی سالهای اول نیست، اما نمرده است. شرکت فعلی ادعا میکند کلاینتهایش هنوز ۵۴ میلیون کاربر ماهانه دارند و ابزارهای محبوبی مثل ترنسمیشن (Transmission)، کیوبیتتورنت (qBittorrent) و بیگلیبیتی (BiglyBT) میلیونها کاربر دیگر را جذب میکنند. حتی برخی دادهها نشان میدهد با گرانتر شدن سرویسهای استریمینگ، بخشی از مردم دوباره کلاه دزدان دریایی دیجیتال را از کمد بیرون آوردهاند. انقلاب کوهن شاید پیروز تجاری نداشت، اما میراثش هنوز در رگهای اینترنت جریان دارد.
بزرگترین طنز ماجرا این است که بیتتورنت از نظر فناوری موفق شد، اما شرکت بیتتورنت از نظر کسبوکار هرگز نتوانست همان موفقیت را به پول سالم و بزرگ تبدیل کند.
نبرد هالیوود با تورنتها ناخواسته برای بیتتورنت تبلیغ ساخت؛ هر حمله، توقیف و دادگاه، نام این فناوری را به گوش کاربران بیشتری رساند.
کارآفرینان فناوری و سرمایهگذاران در حوزه استارتاپها.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
وقتی دوربین روی صورت پنهان میشود، هر رهگذر ممکن است بدون اطلاع به سوژهای درآمدزا برای شبکههای اجتماعی تبدیل شود.

چرا مهم است؟
یک ساعت خوشظاهر با نمایشگر OLED و باتری طولانی، حالا کمتر از خیلی ردیابهای ساده قیمت دارد.

چرا مهم است؟
اروپا شاید سن ورود کودکان به شبکههای اجتماعی را عوض کند؛ تغییری که میتواند قانون بازی پلتفرمها را جهانی کند.

چرا مهم است؟
نقدهای آنلاین قرار بود میانبری برای انتخاب بهتر باشند، اما انبوه نظرها بسیاری از کاربران را وارد چرخهای از مقایسه، تردید و نارضایتی کرده است.

چرا مهم است؟
کمخوابی فقط خستگی نمیآورد؛ کیفیت تصمیم مدیران، رفتار تیمها و میلیاردها دلار بهرهوری را هم تهدید میکند.

چرا مهم است؟
یک برند زیبایی با تبدیل سلولهای پیر به زامبی، فرمول علمی پیچیدهای را به داستانی ساده، قابلفهم و فروشپذیر تبدیل کرده است.