
Restart با حمایت والمارت آمد، اما حالا کل تیم تحریریهاش حذف شده است
چرا مهم است؟
اخراج کامل تحریریه Restart نشان میدهد حمایت یک برند بزرگ لزوماً برای ساخت یک رسانه پایدار کافی نیست.

پایان اثربخشی تبلیغات سنتی: وقتی یک غول سختافزاری ترجیح میدهد خودش استودیوی فیلم و موسیقی بسازد، یعنی روشهای سنتی تبلیغات آنقدر گران و ناکارآمد شدهاند که برندها به دنبال راههای جایگزین برای خلق مخاطب میگردند.
بحران هویت در برندها: این اتفاق نشان میدهد که شرکتها در دنیای مدرن دیگر نمیتوانند فقط به فروش محصول فیزیکی بسنده کنند. آنها برای بقا احساس میکنند باید به رسانههایی تبدیل شوند که سبک زندگی میفروشند.
فرصت طلایی برای هنرمندان تازهکار: با وجود احتمال شکست بوز، مدل قراردادهای بدون سهم آنها میتواند فشار را بر شرکتهای بزرگ موسیقی افزایش دهد و شرایط بسیار بهتری برای رشد استعدادهای مستقل و جوان فراهم کند.
تاریخ تجارت پر از داستان شرکتهایی است که ناگهان تصمیم گرفتند از تخصص اصلی خود دست بکشند و وارد حوزههایی شوند که هیچ سررشتهای در آن ندارند. حالا شرکت بوز (Bose)، برند شناختهشده تجهیزات صوتی، دقیقا در همین مسیر قدم گذاشته است. آنها به تازگی اعلام کردهاند که با تاسیس «استودیوهای بوز»، قصد دارند شانس خود را به عنوان یک استودیوی فیلمسازی، شبکه پادکست و یک ناشر موسیقی امتحان کنند.
برای درک عجیب بودن این تصمیم، مثل این است که یک نجار ماهر ناگهان تصمیم بگیرد در یک بیمارستان جراحی مغز انجام دهد! جیم مولیکا (Jim Mollica)، مدیر ارشد بازاریابی بوز، شفاف توضیح داده که هدف از این کار، فرار از روشهای سنتی و پرهزینه تبلیغات است. بوز با تاسیس لیبل موسیقی خود به نام «بوز رکوردز»، میخواهد استعدادهای جوان و کمتر شناختهشده را کشف کند. اما هدف پنهان این است: ساخت یک آرشیو اختصاصی از موسیقیها تا این شرکت دیگر مجبور نباشد برای استفاده از آهنگها در تیزرهای تبلیغاتیاش، حق پخشهای نجومی به شرکتهای موسیقی بپردازد.
البته بوز برای جذب هنرمندان جوان، پیشنهاد ظاهرا جذابی روی میز گذاشته است. آنها ادعا میکنند که هیچ سهمی از درآمد فروش یا پخش آهنگها برنمیدارند و مالکیت آثار کاملا در اختیار خود هنرمندان خواهد بود. این رویکرد در نگاه اول بسیار دوستانه به نظر میرسد؛ شبیه به این است که کسی بگوید برای شما یک خانه میسازم و کلیدش را مجانی میدهم، فقط اجازه بدهید گاهی در حیاط آن عکس تبلیغاتی بگیرم.
اما رویای شیرین بوز با واقعیتهای خشن صنعت سرگرمی همخوانی ندارد. علاقهمندان حرفهای صدا مدتهاست معتقدند که محصولات بوز با وجود قیمتهای بالا، کیفیت خارقالعادهای ندارند و این شرکت بیشتر یک ماشین بازاریابی است تا یک اسطوره مهندسی صدا. حالا شرکتی که تخصصش ساخت اسپیکرهای بلوتوثی با قیمتهای بالا است، میخواهد یکشبه به تهیهکننده هالیوودی و استعدادیاب موسیقی تبدیل شود.
قبرستان تاریخ تجارت پر از شرکتهای بزرگی مثل استارباکس (Starbucks) است که روزی هوس کردند شرکت موسیقی تاسیس کنند و خیلی زود با ضررهای سنگین عقبنشینی کردند. بوز ظاهرا میخواهد مسیر موفقیت برند ردبول (Red Bull) را در دنیای رسانه طی کند، اما ورود همزمان و بیتمرکز به چند شاخه مختلف مانند فیلم، موسیقی و رویدادهای زنده، نشان میدهد که این شرکت بیش از آنکه یک استراتژی دقیق داشته باشد، دچار سردرگمی و جاهطلبی کورکورانه شده است.
بوز این حرکت را به عنوان یک کار فرهنگی و حمایت از استعدادها معرفی میکند، اما در واقعیت این یک ترفند حسابداری برای دور زدن شرکتهای بزرگ موسیقی و حذف هزینههای سنگین کپیرایت از بودجه تبلیغاتی این شرکت است.
ورود همزمان بوز به تولید فیلم، موسیقی و پادکست، نشاندهنده یک سردرگمی استراتژیک در تیم مدیریتی این شرکت است که احتمالا پس از هدر دادن میلیونها دلار از بودجه سهامداران، خیلی بیسروصدا تعطیل خواهد شد.
مدیران بوز، سرمایهگذاران رسانهای، تحلیلگران بازار.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
اخراج کامل تحریریه Restart نشان میدهد حمایت یک برند بزرگ لزوماً برای ساخت یک رسانه پایدار کافی نیست.

چرا مهم است؟
یوتیوب با برخی سازندگان بزرگ مذاکره میکند تا در ازای دریافت پول، ویدیوهایشان برای مدتی ابتدا در یوتیوب منتشر شود و همزمان روی نتفلیکس قرار نگیرد.

چرا مهم است؟
یک شکایت تازه میگوید پنهانکردن آگهیهای مسکن، کمبود مصنوعی ساخته و قدرت انتخاب مستأجران نیویورک را کاهش داده است.

چرا مهم است؟
آمازون میخواهد تحویل پهپادی را به صدها محله برساند؛ سرعت بیشتر، اما با پرسشهایی جدی درباره صدا، ایمنی و حریم خصوصی.
چرا مهم است؟
گرمشدن بخشی از اقیانوس آرام میتواند باران، خشکسالی، غذا و اقتصاد را در قارههای مختلف همزمان جابهجا کند.

چرا مهم است؟
بازار املاک از جنگ فناوری علیه مشاوران عبور کرده و به سمت انتخاب آزادتر خدمات برای مشتری میرود.
بنیانگذار MyZia با درک تغییر رفتار موتورهای جستجو به سمت هوش مصنوعی، ابزاری ساخت که به جای پیشنهاد دادن کلمات کلیدی، محتوا را مستقیماً روی سایت مشتری منتشر میکند.

رقابت سنگین در حوزه مالی و سئو، افسانه راهاندازی ارزان وبسایتهای محتوایی را به چالش میکشد.