
عینک متا غریبهها را بیخبر به محتوای اینترنتی تبدیل میکند
چرا مهم است؟
وقتی دوربین روی صورت پنهان میشود، هر رهگذر ممکن است بدون اطلاع به سوژهای درآمدزا برای شبکههای اجتماعی تبدیل شود.

پایان تبلیغات سنتی: برندها دیگر نمیخواهند فقط فضای تبلیغاتی بخرند؛ آنها میخواهند خودشان تولیدکننده محتوا و سرگرمی باشند تا مخاطب را به شکلی طبیعیتر و عمیقتر درگیر کنند.
اقتصاد جدید هنرمندان: با ورود مستقیم برندهای تجاری به عنوان حامی مالی، هنرمندان مستقل و ناشناخته مسیرهای تازهای برای تولید اثر پیدا میکنند که وابستگی آنها را به شرکتهای سنتی موسیقی کاهش میدهد.
خطر از دست دادن تمرکز: این اتفاق یک درس بزرگ کسبوکار است؛ وقتی یک برند سعی میکند همهچیز باشد (هم سازنده هدفون و هم استودیوی فیلمسازی)، ریسک از دست دادن هویت اصلی و شکست پروژهها به شدت بالا میرود.
کتابهای تاریخ پر از جنازه شرکتهای تجاری است که بدون هیچ تخصص و دلیلی تصمیم گرفتند وارد صنعت موسیقی و سرگرمی شوند. حالا، شرکت بوز (Bose) که همه ما آن را با هدفونها و اسپیکرهای گرانقیمتش میشناسیم، فکر میکند میتواند استثنای این قاعده باشد. آنها میخواهند شبیه شرکت ردبول (Red Bull) شوند که با موفقیت ورزش و رسانه را با هم ترکیب کرد. اما بوز چقدر شانس دارد که در جایی که بسیاری دیگر شکست خوردهاند، پیروز شود؟
در مصاحبهای با بیزنس اینسایدر، جیم مولیکا (Jim Mollica)، مدیر ارشد بازاریابی بوز، پرده از یک تغییر استراتژی بزرگ برداشت. او اعلام کرد که استودیوهای بوز (Bose Studios) به عنوان راهی برای فاصله گرفتن از «بازاریابی کمپینمحور» سنتی تاسیس شده است. بخش مهمی از این ماجرا، ایجاد یک شرکت ضبط موسیقی به نام بوز رکوردز (Bose Records) است. هدف ظاهری؟ کمک به کشف و معرفی هنرمندان جدید و کمتر شناختهشده. رقیب آنها غولهای موسیقی مثل سونی یا وارنر نیستند، بلکه لیبلهای مستقلی هستند که همین حالا هم تحت فشار شدیدی قرار دارند.
اما مولیکا در مورد هدف واقعی این پروژه بسیار شفاف بود: ساخت یک آرشیو غنی از موسیقی که بوز بتواند بدون پرداخت هزینههای سنگین کپیرایت، از آنها در تبلیغات و ویدیوهای تجاری خود استفاده کند. نکته جالب اینجاست که بوز مالکیت آثار هنرمندان را تصاحب نمیکند و سهمی از درآمد فروش یا استریم آنها نمیخواهد. هنرمندان حتی آزادند با شرکتهای دیگر قرارداد ببندند. این شرایط در نگاه اول بسیار دوستانه و به نفع هنرمند به نظر میرسد، اما هنوز زوایای پنهان زیادی در این مدل کسبوکار وجود دارد.
تخصص اصلی بوز تولید تجهیزات صوتی مصرفی است که معمولاً قیمت بالایی دارند. نقطه قوت بیچونوچرای این شرکت، مهارت در بازاریابی سختافزار است. اما فروختن یک اسپیکر بلوتوثی با کشف استعدادهای موسیقی و پروموت کردن یک خواننده، تفاوت از زمین تا آسمان دارد. مولیکا هیچ اشارهای به استخدام استعدادیابهای حرفهای از شرکتهای موسیقی نکرد، هرچند مدعی شد که نامهای «افسانهای هالیوود» در پروژههای فیلم و سریال بوز استودیوز حضور خواهند داشت.
این ما را به بزرگترین چالش بوز میرساند: عدم تمرکز. راهاندازی یک شرکت موسیقی به تنهایی کار طاقتفرسایی است. چرا شرکتی که تخصصش ساخت سختافزار است، فکر میکند میتواند همزمان یک استودیوی فیلمسازی، یک شبکه پادکست و یک شرکت برگزاری رویدادهای زنده را هم مدیریت کند؟ شاید بوز ما را غافلگیر کند، اما احتمال اینکه این جاهطلبی بیهدف به سرنوشت تلاشهای نافرجام شرکتهایی مثل استارباکس (Starbucks) در صنعت موسیقی دچار شود، بسیار زیاد است.
ژست هنری برای فرار از هزینهها: بوز با نقاب حمایت از هنرمندان مستقل، در واقع در حال دور زدن هزینههای سنگین کپیرایت موسیقی برای کمپینهای تبلیغاتی خودش است.
ناامیدی از اثربخشی بازاریابی: این حرکت نشان میدهد که روشهای سنتی تبلیغات چقدر برای برندهای بزرگ بیاثر شده است که حاضرند برای دیده شدن، یک استودیوی فیلمسازی کامل تاسیس کنند.
مدیران بوز، سرمایهگذاران رسانهای، تحلیلگران بازار.
بازنویسی آماده برای انتشار در شبکههای اجتماعی

چرا مهم است؟
وقتی دوربین روی صورت پنهان میشود، هر رهگذر ممکن است بدون اطلاع به سوژهای درآمدزا برای شبکههای اجتماعی تبدیل شود.

چرا مهم است؟
یک ساعت خوشظاهر با نمایشگر OLED و باتری طولانی، حالا کمتر از خیلی ردیابهای ساده قیمت دارد.

چرا مهم است؟
اروپا شاید سن ورود کودکان به شبکههای اجتماعی را عوض کند؛ تغییری که میتواند قانون بازی پلتفرمها را جهانی کند.

چرا مهم است؟
نقدهای آنلاین قرار بود میانبری برای انتخاب بهتر باشند، اما انبوه نظرها بسیاری از کاربران را وارد چرخهای از مقایسه، تردید و نارضایتی کرده است.

چرا مهم است؟
کمخوابی فقط خستگی نمیآورد؛ کیفیت تصمیم مدیران، رفتار تیمها و میلیاردها دلار بهرهوری را هم تهدید میکند.

چرا مهم است؟
یک برند زیبایی با تبدیل سلولهای پیر به زامبی، فرمول علمی پیچیدهای را به داستانی ساده، قابلفهم و فروشپذیر تبدیل کرده است.